تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

اسایشگاه سالمندان...!

    ir" target="_blank"> تا اومد گفت قبول کردم از قول من بهش بدید خیلی لطف کردید.blogfa.ir" target="_blank"> و کلی هم نصیحتش کردم که مادرته بابا, اونم ابراز پشیمونی کرد شما پسرشون هستید؟

    تا گفتم آره دستمو گرفت, گفت 4 ماه هزینه ی نگهداری مادرتون عقب افتاده , باید تسویه کنید

    حالا از پیرزنه خدافظی کنم اومدم و رفتم داخل آسایشگاه, پیر زن رو پیدا کردم, گفتم این امانتی مال شماس, گفت حامد پسرم تویی؟

    گفتم نه مادر, دیدم دوباره گفت حامد تویی مادر؟

    دلم نیومد این سری بگم نه , گفتم آره, پیرزنه داد زن میدونستم منو تنها نمی ذاری,

    شروع کرد با ذوق به صدا کردن پرستار که دیدی پسر من نامهربون نیست؟

    پرستاره و نوشتم دادم دستش, ولی ته دلم راضی بود که باز این پیر زن از من هی غلط کردم واینکه من پسرش نیستم ولی دیگه باور نمی کردن

    آخر چک تا منو دید گفت دستت درد نکنه , رفتی بیرون به پسرم حامد بگو پرداخت شد , بیا تو مادر!!! :)))تو خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفت

    آقا ببخشید, مادر من تو اون آسایشگاه روبرو نگهداری میشه, من روم نمیشه چشم تو چشمش بشم چون زنم مجبورم کرد ببرمش اونجا, این امانتی رو اگه

    .ir" target="_blank"> و خوشحال کردم , هر چند که پسرش خیلی
    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ جمعه 9 مهر 1395 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها :

    , , ,

آمار امروز چهار شنبه 4 بهمن 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :215803
  • بازدید امروز :100489
  • بازدید داخلی :11451
  • کاربران حاضر :109
  • رباتهای جستجوگر:100
  • همه حاضرین :209

تگ های برتر امروز

تگ های برتر